X
تبلیغات
به وب سایت اقتصاد- مدیریت خوش امدید لطفا نظرات و انتقادات خود را برای بهتر شدن وبلاگ به ما انتقال دهید با تشکر . مدیریت وب سایت رضا روانشاد سایت اقتصاد مدیریت - كشش متقاطع Elasticity
کشش در علم اقتصاد كه از ترجمه کلمه Elasticity به معنای حساسیت اخذ شده است، برای یافتن حساسیت فاکتوری بر فاکتور دیگر استفاده می‌شود؛ که در واقع بیانگر نسبت تغییرات یك متغیر روی متغیر دیگر است. اگر اقتصاددان تمایل داشته باشد بداند كه افزایش قیمت كالای الف یابد چه تغییری در مقدار فروش آن ایجاد می‌كند و یا اینكه تغییرات نهاده كار چه تأثیری بر نهاده سرمایه دارد، باید از کشش استفاده كند.
کشش متقاطع تقاضا حساسیت نسبی مقدار تقاضای یک کالای مفروض را به تغییرات قیمت کالای دیگر كه گمان می‌رود با همدیگر وابسته است، اندازه‌گیری می‌کند. تقسیم تغییر نسبی در مقدار تقاضای کالای X‌ بر تغییر نسبی در قیمت کالای Y، همان کشش متقاطع تقاضا است.

درصد تغییر در قیمت کالایY/ درصد تغییر در مقدار تقاضا برای کالای X=كشش متقابل دو كالایX و Y
در واقع کشش متقاطع به اقتصاددان می‌گوید که اگر یک درصد افزایش در قیمت کالائی(Y) صورت پذیرد، چه تغییری در خرید کالای X اتفاق خواهد افتاد.
این فرمول به صورت ریاضی به صورت زیر نشان داده می‌شود:
در فرمول فوق ηxyهمان کشش متقاطع، ∆ نشان دهنده تغییرات، PY قیمت كالای Y، QX مقدار كالای X می‌باشد.
مفهوم کشش كه با مشتق در ریاضیات مرتبط است توسط اقتصاددان بزرگ آلغرد مارشال(1842- 1924) وارد این علم شدکشش با عناوینی مانند کشش تقاضا، کشش عرضه، کشش درآمدی، کشش متقاطع(با متقابل تقاضا) و... مطرح می‌گردد.

جایگاه کشش در اقتصاد
فهم روابط میان مؤلفه‌ها، یكی از مهمترین مسایل علم اقتصاد است. تأثیر تغییرات در یك مؤلفه عموما با تأثیر متقابل در فاكتورهای دیگر همراه است به عنوان مثال نمی‌توان قیمت كالایی را در بازار بی‌تأثیر از دیگر كالاها و شرایط كاملا خنثی دانست. فهم این مسأله با تأثیر قیمت بنزین در شرایط فعلی كشورمان به خوبی مشهود است. گویا مؤلفه‌های زیادی در هم گره خورده‌اند. حركت هر یك با تغییرات دیگری همراه است و تا زمانی كه فهم دقیقی از ارتباط این امور با همدیگر بوجود نیاید نمی‌توان از سیاست‌گذاری صحیحی بهره برد.یكی از بهترین مفاهیمی که جهت تأثیرات مؤلفه‌ها بر همدیگر را بررسی می‌كند كششها هستند.

کالاهای جانشین و مکمل
مقدار کشش تقاطعی تقاضا نوسانی از مثبت بینهایت تا منفی بینهایت دارد. اگر ηxyعلامت مثبت داشته باشد اصطلاحاً کالای جانشین خوانده می‌شود. كالای جانشین به دسته كالاهایی گفته می‌شود كه قابلیت جایگزینی با همدیگر را دارند؛ مثل گوشت مرغ و گوشت گوسفند. دانستن اینكه كالای الف با كالای ب جانشین است به سیاست‌گذار این امكان را می‌دهد كه با جایگزینی كالاها با همدیگر منابع موجود را به بهترین وجه مدیریت كند؛ البته كالای جانشین در صنعت می‌تواند نشانگر تعریف محدود صنعت باشد(گروهی از مؤسسات تولیدی که کالاهای مشابه تولید می‌کنند).
اگر کشش متقاطع، علامت منفی داشته باشد دو كالا را مكمل می‌نامند كالاهای مكمل كالاهایی هستند كه با همدیگر استفاده می‌شوند؛ مثل قند و چایی.
لازم به ذكر است كه جانشینی و مكمل بودن گاهی به صورت كامل و گاهی ناقص است؛ یعنی كالای الف می‌تواند صد در صد جایگزین كالای ب گردد و گاهی نیز اینگونه نیست؛ به عنوان مثال ممکن است دو باهمدیگر فقط 30 درصد قابلیت جاگزینی دارد. اگرباشد، 0=ηxy باشد، یعنی این دو كالا هیچ ارتباطی با همدیگر نداشته و از همدیگر مستقل‌اند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:23  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   |  نظر بدهید

كشش درآمدي تقاضا

كشش درآمدي تقاضا
كشش ترجمه کلمه Elasticity و براي يافتن حساسیت فاکتوری بر فاکتور دیگر استفاده مي‌شود؛ این مفهوم كه با مشتق در ریاضیات مرتبط است، توسط اقتصاددان بزرگ آلغرد مارشال( 1842- 1924) وارد علم اقتصاد شده است کشش در واقع بیانگر نسبت تغییرات يك متغیر روی متغیر دیگر است؛ اگر اقتصاددانان تمایل داشته باشند بدانند كه با افزايش قيمت كالاي الف، مقدار فروش آن چه تغييري مي كند و يا اينكه تغييرات نهاده كار چه تاثيري بر نهاده سرمايه دارد، از اين مفهوم استفاده مي‌كنند؛ البته این مفهوم عام به صورت خاص‌تری چون کشش عرضه، تقاضا، درآمد و... نیز بیان می‌گردد که در این مبحث ما به بحث کشش درآمدی تقاضا که همان حساسیت تقاضا در برابر تغییرات درآمد متقاضی(Income Elasticity of Demand) است
می‌پردایم.
با توجه به اينكه درآمد از حاصلضرب قيمت كالاي در مقدار فروخته شده آن كالا بدست مي آيد اگر قيمت كالايي افزايش يابد هميشه اينگونه نيست كه درآمد نيز افزايش يابد اين موضوع به اين بستگي دارد كه تقاضا چگونه نسبت به تغيير قيمت واكنش نشان دهد كه درپي آن درآمد نيز به آن عكس العمل نشان دهد يعني جهت تغيير درآمد به حساسيت تقاضا به قيمت بستگي دارد

تعریف
نسبت تغییرات مقدار تقاضا به تغییرات درآمد کشش درآمدی تقاضاست که با حرف ηy نشان داده می‌شود که به صورت زیر ریاضی نمایش داده می‌شود:

در فرمول بالا Q بیانگر مقدار تقاضا، I بیانگر درآمد و ∆ علامت تغییرات است. اين فرمول رياضي در واقع به بررسي درصد تغييرات تقاضا به تغييرات درآمد مي‌پردازد و به تحليلگر نشان مي‌دهد كه اگر بطور مثال كشش درآمدي برابر 5 باشد و درآمد فرد، 1 درصد افزايش يابد، وي تقاضايش را 5 درصد نسبت به كالاي مورد نظر افزايش مي‌دهد.

کالای ضروری، لوکس و پست
کالاها بر اساس کشش درآمدی به دسته‌جات زیر تقسیم می‌شوند:
1.كالاي پست: کشش درآمدی کمتر از صفر باشد؛ کالای پست به کالایی گفته می شود که با افزایش درآمد مصرف‌کننده، تقاضایش برای آن کالا کاهش یابد و بالعکس.
2. كالاي ضروري: کشش درآمدی بین 1 و صفر است؛ کالای ضروری به کالایی گفته می شود که درصد تغییرات تقاضا برای آن کالا کمتر از درصد تغییرات درآمد است و جهت تغییرات مثبت است( اگر درآمد افزایش یابد، تقاضا هم افزایش می‌یابد اما نه به اندازه‌ی تغییرات درآمد).
3.كالاي لوكس: کشش درآمدی بزرگتر از یک است؛ کالای لوکس کالایی است که درصد تغییرات تقاضا برای آن بیش از درصد تغییرات درآمد است . یعنی با افزایش درآمد تقاضا برای آن هم افزایش می یابد اما بیش از تغییرات درآمد.
برای افرادی که کم درآمدند اکثر کالا ها لوکس‌اند اما در سطوح بالاتر درآمدی، اکثر کالا ها پست محسوب می‌شوند و کاملاً برایشان در دسترس‌اند .
کشش درآمدی مربوط به یک کالا با توجه به میزان درآمد مصرف کننده تغییر می‌کند به طوری که در سطوح درآمدی پایین، کالاها لوکس؛ در سطوح درآمدی متوسط، اکثر کالاها ضروری؛ و در سطوح درآمدی بالا اکثر کالاها پست محسوب می‌شوند.
شیب منحنی تقاضا(به شرط معمولی بودن کالا) نزولی است .

منحنی کشش درآمدی تقاضا
کشش درآمدی تقاضا و پست، نرمال یا لوکس بودن کالاها را مي‌توان با توجه به شكل نيز نشان داد؛ نموداري زیر ارتباط ميان درآمد و تقاضا را بيان كند.
در منحني‌های فوق، D داراي روند صعودي كشش درآمدي بوده و کالای فوق هم كالاي ضروري است و دو منحني ديگر تا روبروي خطوط قرمز رنگ دارای کشش درآمدی صعودی و پس از آن کشش درآمدی نزولی(و كالا پست) است.
باید به این نکته نیز اشاره کرد که هیچ کالائی را نمی‌توان در تمام سطوح درآمدی کالائی پست تلقی نمود. چون در این صورت کسی آن را نمی‌خرید هر کالائی تا سطح معینی از درآمد کالائی معمولی است و فقط وقتی که درآمد از سطحی معین فراتر رود آن کالا پست محسوب می‌گردد. تنها وقتی که درآمد از سطحی معین فراتر رود آن کالا پست محسوب می‌گردد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:21  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   |  نظر بدهید

كشش عرضه Elasticity of Supply

كشش عرضه Elasticity of Supply
حساسیتِ تغییرات یک متغیر در مقابل متغیر دیگر، در علم اقتصاد به کشش تعبیر می‌گردد. این مفهوم که توسط آلغرد مارشال(1842- 1924) وارد علم اقتصاد شده، مفهومی ریاضی است که تغییرات نسبی متغیری بر تغییرات نسبی متغیر دیگر را نشان می‌دهد و با es نمایش داده می‌شود.
اهمیت کشش، از این جهت است که ارتباط متغیرها با یکدیگر را بیان می‌کند. در کشش مباحثی چون؛ کشش عرضه، کشش تقاضا، کشش درآمدی و کشش متقاطع و ... مطرح است که در این مبحث به کشش عرضه پرداخته می‌شود.
کشش عرضه، همانند کشش تقاضا، واکنش و حساسیت مقدار عرضه را نسبت به قیمت بررسی می‌کنید که به آن کشش عرضه در برابر تغییرات قیمت می‌گویند و به اختصار کشش عرضه نیز گفته می‌شود
به زبان ریاضی؛ کشش عرضه عبارتست از درصد تغییر مقدار عرضه کالایی معین، تقسیم بر درصد تغییر قیمت فروش آن کالا؛ یعنی کشش عرضه به ما می‌گوید که اگر قیمت فلان کالا یک درصد افزایش یابد، عرضه‌کنندگان آن کالا چند درصد عرضه بیشتری خواهند داشت.به طور کلی به علت اینکه منحنی‌های عرضه عموماً دارای شیب مثبت هستند، کشش عرضه دارای علامت مثبت است و محدودیتی که در کشش تقاضا در مورد حذف علامت منفی وجود داشت در اینجا وجود ندارد.

صور مختلف کشش عرضه
در کشش عرضه، اگر تغییرات قیمت، مساوی با تغییرات عرضه باشد، به "کشش واحد"؛ اگر تغییرات قیمت، بیشتر از تغییرات عرضه باشد(که در نتیجه، کشش کوچکتر از یک است)، عرضه "بی‌کشش"؛ و در صورتی که تغییرات عرضه بیشتر از تغییرات قیمت باشد، عرضه، تعبیر به "باکشش" می‌شود. با توجه به تعریف فوق رابطه ریاضی زیر بین تغییرات عرضه و قیمت برقرار است: بی‌کشش=es<1، باکشش=es>1 و کشش واحد= es=1؛ .

شکل هندسی کشش عرضه
در صورتی که عرضه کاملا بی‌کشش باشدes=0 است(شکل الف) و اگر عرضه کاملاً با کشش باشد es=¥ است(شکل ب).
اگر کشش عرضه بی‌نهایت باشد، کوچکترین کاهش در قیمت، عرضه را صفر می‌کند و اگر کشش عرضه صفر باشد، هر قدر هم قیمت‌ها افزایش یابند، مقدار عرضه تغییری نخواهد کرد.
در حالتی که منحنی عرضه از مبدأ مختصات بگذرد کشش واحد است و اگر عرض از مبدأ مثبت داشته باشد، عرضه با کشش است و اگر عرض از مبدء منفی داشته باشد، عرضه بی‌کشش است.



عوامل مؤثر بر کشش عرضه:

عواملی است که واکنش تولیدکننده را نسبت به قیمت کالای عرضه شده بیان می‌کند، عوامل مؤثر بر کشش عرضه خوانده می‌شوند. شدت واکنش تا حدود زیادی بستگی به عواملی دارد که در کشش تقاضا نیز مطرح است:
الف) ماهیت کالا: امکان دست‌یابی به کالای جانشین، اهمیت بسزائی در کشش عرضه دارد؛ یعنی اگر بتوان با تغییرات قیمت، جابه‌جائی عوامل تولید به وجود آورده کالای دیگری را تولید کرد، کشش عرضه بیشتر خواهد بود؛ به عبارت دیگر، تولیدکننده با عوامل خود، بتواند به سهولت(مثلا)، از تولید پیچ به تولید مهره منتقل شود.
ب) تعریف کالا: هر چه کالایی دقیق‌تر تعریف و مشخص شده باشد به همان اندازه کشش عرضه آن بیشتر خواهد بود؛ مثلاً انتقال منابع از تولید دامن زنانه مشکی به دامن زنانه قهوه‌ای به مراتب آسان‌تر است تا انتقال این منابع از تولید دامن به تولید شلوار به طور عام.
ج) زمان واکنش عرضه: هرچه زمان بیشتری سیر می‌شود به همان اندازه نیز کشش عرضه بیشتر خواهد شد؛ زیرا در زمان‌های کوتاه‌تر، انتقال عوامل تولید از شاخه‌ای به شاخه دیگر مشکل‌تر است. این مسئله در مورد محصولات کشاورزی به علت فاصله زمانی بین کاشت و برداشت بشدت محسوس است.



تاريخ : چهارشنبه 1390/08/18 | 12 بعد از ظهر | نویسنده : رضا روانشاد |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.